در شب گیسوان تو
در شب گیسوان تو
مست به خواب میروم
ای که تو سوی خویش و من سوی سراب میروم
گاه نگاه میکنی ، بر منو آه میکشم
گاه نگاه میکنی ، بر منو آه میکشم
گرچه تباه میکنی
عمر منو خراب و مست میروم
بس که پریش گشته ام
در پس پیش گشته ام
دور ز خویش گشته ام
در ره گیسوان تو بی تب و تاب میروم
گوش نمیدهد دلم
زهی خیال باطلم
آگه از انکه غافلم سوی حباب میروم
در شب گیسوان تو مست به خواب میروم
ای که سوی خویش و من سوی سراب میروم
مست به خواب میروم
ای که تو سوی خویش و من سوی سراب میروم
گاه نگاه میکنی ، بر منو آه میکشم
گاه نگاه میکنی ، بر منو آه میکشم
گرچه تباه میکنی
عمر منو خراب و مست میروم
بس که پریش گشته ام
در پس پیش گشته ام
دور ز خویش گشته ام
در ره گیسوان تو بی تب و تاب میروم
گوش نمیدهد دلم
زهی خیال باطلم
آگه از انکه غافلم سوی حباب میروم
در شب گیسوان تو مست به خواب میروم
ای که سوی خویش و من سوی سراب میروم
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 14:22 توسط سینا
|
شبیه تصویر کسی کنار پنجره