همه ی دنیای من....
باز بیا و بگو خداوند بی هیچ طرح و نقشه ای جهان را آفرید....
باز بیا و خزعبل بباف که از هیچ چیز الهام نگرفته بود و از این حرف ها.... آخر مگر می شود؟؟؟
یعنی میخواهی بگویی دریا را که می آفرید تو را جلویش نگذاشته بود؟ و به موج موهایت خیره نشده بود؟
یعنی میخواهی بگویی برای خلق آسمان از چشم هایت الهام نگرفته بود؟
اصلا همه ی این ها راهم که بگذاریم کنار دیگر نمیتوانی منکر این شوی که عشق را از روی وجود مقدس تو آفرید...
اصلا تو را که خلق کرد خودش هم متحیر شد....
اصلا شیطان بیچاره هم مات چشمان تیره ی تو بود که سجده نکرد....
اصلا لبان خود تو اولین رزاق داغ میکائیل بود....
لبانی که از همان ابتدا قرار بود مایه ی قوت جان کسی شود...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ ساعت 10:20 توسط سینا
|
شبیه تصویر کسی کنار پنجره